EN    AR    KU   
یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:52

غار مرخرل

اين غار در دامنه کوه بيستون، در فاصله پانصد متري از خانه هاي‎ ‎مسکوني قرار دارد. اين غار با طول بيست و هفت متر بردشت بيستون مشرف است. در سال‎ 1965 ‎م اين غار توسط فيليپ اسميت مورد حفاري قرار گرفت. آثار به دست آمده از اين‎ ‎غار به ترتيب قدمت عبارتند از‎:
- ‎تراشنده ها و تيغه هاي ضخيم دوره ميان‎ ‎پارينه جديد (چهل هزار سال پيش‎).
- ‎قلم هاي حکاکي، تراشنده ها و تيغه هاي‎ ‎کول دار دوره زيرين پارينه سنگي جديد‎.
- ‎ريز تيغه مربوط به دوره فرا پارينه‎ ‎سنگي‎.
‎آثار بالاي اين لايه معرف دوران هاي نو سنگي بدون سفال و نو سنگي با‎ ‎سفال بود. آثار دوره نو سنگي با سفال، شامل سفال خشن با خميره مايه کاه خرد شده است‎ ‎که به سفال پوک شهرت دارد‎.
‎از پنجاه و شش نمونه استخوان حيوان به دست آمده‎ ‎از اين غار، دويست و چهل عدد متعلق به بز و گوسفند بود. اين امر نشان مي دهد زاگرس‎ ‎مرکزي يکي از مراکز اوليه اهلي شدن اين دو حيوان بوده است. جديدترين آثار مکشوفه از‎ ‎غار مرخول متعلق به دوره ساساني است‎.
یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:45

بنای طاق گرا ( پاتاق )

patagh

در گردنه پاتاق بر سر راه كرمانشاه به سرپل ذهاب و در كنار راه باستانی سنگفرشی بنا شده كه فلات ایران را به بین النهرین ارتباط می داده است . به علت تغییر مسیر ، این راه و بنای تاق گرا اكنون در شیب های پائین جاده آسفالته قرار گرفته است .

از نظر معماری ، بنای تاق‌گرا ، فضای ایوان مانندی است كه تماماً از سنگ ساخته شده است .

این بنای مستطیل شكل به ابعاد 86/4*70/7 متر است كه ورودی آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگفرش باستانی است . از لحاظ ساختاری ، این بنا به وسیله بلوك های سنگی ساخته شده است كه به صورت مكعب مستطیل تراشیده شده اند . مصالح داخلی دیوارها نیز از لاشه سنگ و ملاط گچ است .

دیوارهای جناحین این بنا تا حدودی بلندتر ساخته شده اند تا بتوانند سقف تاق را كاملاً مسطح نمایند . ارتفاع كف بنا از سطح زمین 20/1 متر و ارتفاع از كف تا لبه قوس 92/5 متر و از لبه قوس تا زیر گیلویی اول 20/1 متر است . همچنین بلندی افریز اول 60 سانتی متر است كه برروی آن یك ردیف بلوك سنگی ساده به بلندی 45 سانتی متر قرار گرفته است . بر روی این بخش ، سنگ های تزئینی افریز دوم قرار دارد . همچنین در بالاترین بخش بر روی لبه بام بنا ، یك ردیف كنگره به ارتفاع 92 سانتی متر قرار گرفته است . بنابراین ارتفاع بنا از سطح زمین تا بالاترین نقطه 7/11 متر است ، همچنین عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر می باشد . دیوارهای داخلی این بنا به وسیله نقوش هندسی حجاری شده است .

در مورد زمان ساخت این بنا اختلاف نظرهایی وجود دارد برخی آن را به دوره اشكانی و برخی دیگر آن را به دوره ساسانی نسبت داده اند . همچنین برای این بنا ، كاركردهای متفاوتی چون یادگار احداث راه كاروانرو ، توقفگاه موكب شاهی ، اریكه سلطنتی ، پاسگاه مرزی و یا بنای یادبودی از یك پیروزی ذكر شده است

یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:44

پل معروف به صفوی بیستون

safavi20bistoon

بالا دست پل بتونی کنونی که بر سر راه صحنه به کرمانشاه واقع است ، پل آجری عظیمی از بناهای عصر صفوی دیده می شود . این پل بر سر راهی است که در زمان صفویه از قزوین به همدان و کرمانشاه کشیده شده بود و به بغداد مستعمل می شد . این راه از قزوین به همدان از آنجا به همدان ، اسدآباد ، کنگاور و از کنگاور به صحنه و بیستون که تا امروز بر دینور آب پل آجری آن باقی است می رفت و از آنجا به کرمانشاه که هنوز پل آجری عظیم آن که به پل کهنه مشهور است برجاست از آنجا به ماهیدشت می رفت که از پل آجری می گذشت و به شاه آباد غرب و سرمیل میرسد . از سرمیل تا سرپل ذهاب راه شاه عباسی تا امروز در دامنه کوه و تپه ها باقی است . این راه از سرپل به قصر شیرین و از آنجا به خانقین می رفته است .

درازای پل بیستون 115 متر و پهنای آن با احتساب جان پناه طرفین 690 سانتیمتر است . پهنای جان پناه هر یک 37 سانتیمتر و بلندی آنها از سطح پل 50 سانتیمتر است . که از آن فقط قسمتی باقی است . در طول پل دو دهنه اصلی و دو دهنه کوچکتر در شرق دهانه های اصلی قرار دارد . چشمه های پل از شرق به غرب : چشمه اول به دهانه 500 سانتیمتر و بلندی آن از سطح آب تا تیزی طاق 550 و تا سطح پل 870 سانتیمتر قطر پایه اول 780 سانتیمتر است . چشمه دوم به دهانه 490 و بلندی آن تا تیزی طاق 620 و تا سطح پل 1000 سانتیمتر است . قطر پایه دوم 790 سانتیمتر است . چشمه سوم به دهانه 11 متر و بلندی آن تا تیزه طاق 950 و تا سطح پل 1080 سانتیمتر است . اختلافی که این چشمه با چشمه های دیگر دارد این است که طاق این چشمه ریخته و هنگام تعمیر آن به جای جناقی ، طاق هلالی زده شده است . قطر پایه سوم 820 سانتیمتر است . چشمه چهارم دهانه اش 1050 و بلند آن تا تیزی 10/11 متر است و تا سطح پل 60/12 سانتیمتر است .

منطقه تفریحی و توریستی قوری قلعه (غار آبی )‏
موقعیت : در کیلومتر 86 جاده کرمانشاه به پاوه و در شمال شهر جوانرود
در دیار زیبای اورامانات در نزدیکی شهر پاوه (شهر هزار ماسوله ) علاوه بر جذابیت طبیعت زیبا و فرهنگ اصیل وجود یک غار شگفت انگیز مشتاقان شاهکارهای طبیعت را به خود فرا می خواند . غار قوری قلعه بنا به تحقیقات بعمل آمده به عنوان بزرگترین غار آبی آسیا لقب گرفته است .  این غار علاوه بر گردشگران که برای تفریح مراجعه می کنند مکان مناسبی برای گروههای غارنوردان پژوهشگران زمین شناسان و گروههای دیگر می باشد . در این محوطه تفریحی امکانات رفاهی برای گردشگران و بازدیدکنندگان در نظر گرفته شده است منطقه قوری قلعه دارای آب و هوای معتدل است و معمولا بین 252 تا 305 روز در سال دمای بالای صفر درجه دارد .‏
بنا به اظهار برخی از مسئولین محلی روستاییان این غار را در سالیان پیش شناسایی کردند در سال 1355 یک گروه غارشناسی انگلیسی و در سال 1356 گروه غارنوردان فرانسوی در صدد نفوذ به اعماق آن بر آمدند که ناموفق بودند . در سال 1368 گروه غارنوردان کانون کوهنوردی کرمانشاه تلاش خود را جهت کشف اعماق غار به عمل آورد که طی اجرای چند برنامه موفق به کشف درون غار و دالانهای فرعی آن گردید .‏
این غار از نظر شکل هندسی به یک تونل با برش سطح مقطع شبیه است و فعالیت آهکها باعث ظاهر شدن استالاگمیت و استالاکتیت های بسیار زیبا و دیدنی و آراسته با قطرات شفاف آبها شده است . عوامل یاد شده غار را در ردیف زیباترین غارهای دیدنی جهان قرار داده است . از طرفی با تحقیقات به عمل آمده طول این غار حدود 13 کیلومتر و ستون فقراتی غار 3140 متر است . به همین دلیل به عنوان بزرگترین غار آبی آسیا لقب گرفته است همچنین در اعماق این غار چترهای واژگونی وجود دارد که در نوع خود کم نظیر است در خصوص حیات جانوری غار وجود گونه ای نادر از خفاش به نام گوش موشی مشاهده شده است . زیبائیهای این غار در نوع خود بی نظیر و از لحاظ زمین شناسی منحصر به فرد است . دره ای که غار قوری قلعه در آن واقع شده از زیباترین دره های استان بوده که از ویژگیهای جنگلی خاص و چشمه سارهای بی شمار با چشم اندازهای حیرت انگیز و جذاب برخوردار است تا کنون 3140 متر از عمق غار شناسایی و بخشهائی از آن برای بازدید آماده شده است
یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:39

طاق بستان

محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است دراين محوطه ، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است . ايوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد .ياحان ، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگاره هاي طاق بستان ، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند ، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را « شبديز » و ياقوت آن را « قصرشيرين » ناميده است ، همچنين حمدالله مستوفي آنجا را « طاق وسطام » عده اي ديگر آن را « طاق بهستون » ، « طاق بيستون » و « تخت بستان » ناميده اند . اهالي محل نيز محوطه را با نام « طاق وسان » و « طاق بسان » مي شناسند زيرا « سان » در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب « طاق وسان » يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است . امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام « طاق بستان » ياد مي شود .

سنگ نگاره اردشير دوم :
در سمت راست ايوان كوچك ، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم ( 383 – 379 م ) نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد . در اين صحنه ، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا مي گيرد . شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد . ريش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . وي گوشواره‌‌اي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي در مچ دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او نيز شامل يك رديف مهره هاي مرواريدي درشت است .

شاه تاجي برسر دارد كه در قسمت پائين آن به صورت نوار ساده اي است و قسمت بالاي تاج به شكل كوريمبوسي است كه بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است ، همچنين به تاج شاه در قسمت پشت ، روباني آويخته شده است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و قسمت پائين آن مدور مي باشد . شلوار نيز بلند و چين دار است كه به وسيله نوار روبان داري به كف پا بسته شده است . كمربند او باريك و به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريدي تزئين شده است ، همچنين در قسمت جلو پاپيوني به كمربند آويخته شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري به آن آويخته است .

در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . او داراي صورتي كشيده و ريش بلندي است ، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . او نيز گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . تاج اهورا مزدا از نوع تاج هاي كنگره دار است ، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريد تزئين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است .

لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه مي باشد ، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است .

در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزد مهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است . متأسفانه جزئيات صورت او آسيب ديده ولي بر اساس آنچه كه باقي مانده ، ريش او كوتاه و مجعد است ، همچنين جزئيات تاج او از بين رفته و تنها روبان هاي آويخته شده در پشت تاج ديده مي شود . بر دو سر اين ايزد هاله اي از نور ديده مي شود ، در دست هاي او دسته اي از شاخ هاي نباتي مخصوص اعمال مذهبي كه برسم ناميده مي شود ، قرار دارد . لباس ايزد مهر شبيه لباس اهورا مزدا است . در زير پاي اهورامزدا و اردشير دوم ، پيكره دشمن شكست خورده اي نقش شده كه متأسفانه بخش زيادي از آن از بين رفته است . جزئيات صورت او آسيب ديده ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده ريش او ساده و با خطوط مواج عمودي نشان داده شده است ، همچنين موهاي سر او ساده است . تاج او به شكل سربندي است كه به وسيله سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك مدوري در مركز تزئين شده است .اين شخص گردن بندي بر گردن دارد كه شامل يك رديف مهره هاي مدور است ، لباس او شامل پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . اين شخص چكمه هاي ساقه كوتاهي پوشيده و شمشيري بر كمرش بسته است.

درباره هويت واقعي اين شخصيت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي از محققين اين پيكره را متعلق به يكي از شاهان شكست خورده كوشان مي دانند ولي امروزه بسياري از محققين آن را به جوليانوس امپراطور روم نسبت مي دهند كه در سال 362 م به دست اردشير دوم كشته شده است . اين تفسير تازه به سرعت راه خويش را در محافل ايران شناسي باز كرده است .

ايوان كوچك :
اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر ، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است . در دوطرف ورودي اين ايوان ، دو جرز چهار گوش به پهناي 9 سانتي متر و بلندي 37/2 متر وجود دارد . بر بالاي اين جرزها اتاقي با قوس نيم دايره اي قرار گرفته كه 10 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقبتر رفته است . ديوار انتهاي اين ايوان به دو بخش تقسيم شده است . در بخش فوقاني ، طاقچه اي به عمق 30 سانتي متر و بلندي 93 /2 متر ايجاد شده است . در داخل اين طاقچه ، پيكره هاي شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم و همراه با كتيبه هايي به خط پهلوي و به زبان فارسي ميانه حجاري كرده اند .
در اين صحنه هر دو شخصيت به حالت ايستاده با صورتي نيم رخ و بدني تمام رخ نقش شده اند . هر دو ،‌دست راست را بر قبضه شمشير و دست چپ را بر قسمت فوقاني غلاف قرار داده اند .
پيكره شاپور دوم ، داراي چشماني درشت ، ابرواني كماني و ريش بلندي است كه انتهاي آن در حلقه اي فرو رفته است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است كه پايه آن به وسيله مهره هاي مرواريدي تزئين شده و در بالاي تاج نيز گوي بزرگي قرار گرفته است . به پشت تاج نيز روبان بلندي آويزان است . شاپور دوم گوشواره اي بر گوش و گردن بندي د رگردن دارد كه شامل يك رديف دانه هاي مرواريد درشت است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و در قسمت پائين مدور مي‌باشد . به كمر او نيز كمربندي بسته شده كه در قسمت جلو پاپيوني به آن آويخته است ، همچنين شلوار او بلند و چين دار مي باشد .
پيكره شاپور سوم نيز شبيه پيكره پدرش است تنها تفاوت اين پيكره ها در شكل تاج آن ها مي باشد كه متأسفانه جزئيات تاج شاپور سوم آسيب ديده است .
مطابق با نوشته هاي كنار اين پيكره ها ، مي توان هويت واقعي آنها را شناسايي كرد .
سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم شامل 9 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست . خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد . فرزند بغ مزدا پرست ، خدايگان هرمز ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان نرسه شاه شاهان »
سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم شامل 13 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست ، خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد ، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان هرمز و شاهنشاه »

ايوان بزرگ :
مهمترين اثر در طاق بستان ، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيار ما قرار مي دهد . اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85 /7 متر و عمق 65/7 متر است كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد . در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرز چهار گوش به ارتفاع 27/4 متر ايجاد شده است . پهناي جرز سمت راست 41/1 متر و جرز سمت چپ 46/1 متر است . بر روي اين جرزها ، طاقي با قوس نعل اسبي قرار دارد كه 24 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب تر رفته و رفي را ايجاد كرده است . ارتفاع اين طاق از كف ايوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمت عقب ايوان 25/9 متر است . قوس طاق نيز در قسمت جلو ايوان بازتر از قوس انتهاي ايوان است ، به طوريكه در قسمت جلو به شكل نيم دايره اي بوده ولي در قسمت عقب به شكل نيم بيضي است . بر روي لبه بام ايوان ، هفت جان پناه چهار پله اي با زاويه قائم وجود دارد كه ارتفاع هر كدام از آنها 129 سانتي متر است . در انتهاي ايوان ، سكويي به طول 40/7 متر و عرض 80 تا 90 سانتي متر و بلندي 17 سانتي متر وجود دارد . بر روي اين سكو و در دوطرف انتهايي اين ايوان ، دو نيم ستون حجاري شده است . اين نيم ستون ها فاقد پايه ستون بوده و مركب از ساقه ستون و سر ستون مي باشند كه در مجموع ارتفاع هركدام از آنها 4 متر و قطر آنها 32 سانتي متر است . ساقه هركدام از اين نيم ستون ها به شكل استوانه اي بوده و به وسيله شيارهاي قاشقي تزئين شده است . سرستون اين نيم ستون ها به شكل هرم مربع القائده معكوسي است كه تقليدي از سرستون هاي بيزانسي است .

تزئينات :
يوارهاي داخلي ايوان بزرگ به دو بخش تقسيم و هر بخش به گونه اي استادانه تزيئن شده است كه هنوزتمام تزئينات آن پابرجا مانده است . در زير به توصيف تزيئنات بخش هاي مختلف اين ايوان مي پردازيم :

نما :
بر روي جرزهاي دو طرف مدخل ورودي ايوان ، درخت تخيلي نقش شده است ؛ همچنين روي قوس اين ايوان به وسيله دو رديف نقوش گياهي تزيئن شده است ؛ رديف پايئن شامل گل هاي سه برگي است كه انتهاي اين گلها به هم وصل شده اند . در مركز قوس ايوان هلالي نقش شده كه به آن دو رشته روبان افراشته شده است . در لچكي هاي ايوان نيز نقش دو الهه بال دار ( نيكه ) ديده مي شود كه هر كدام از اين الهه ها در يك دسته حلقه روبان دار و در دست ديگر ، جامي پر از مرواريد دارند .

انتهاي ايوان :
ديوار انتهاي ايوان به دو بخش تقسيم شده است . بخش بالايي صحنه تاج ستاني شاه ساساني را نشان مي دهد و در بخش پائين نيز سواركاري نقش شده است .
در صحنه تاج ستاني پادشاه ساساني با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ بر روي سكويي ايستاده است . ولي دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و دست راست را به طرف اهورا مزدا دراز كرده است . جزئيات صورت شاه آسيب ديده است ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده صورت او فربه ، گونه ها گوشتالو ، چشم ها درشت و ابروها برجسته است . ريش او به وسيله خطوط مواج عمودي نشان داده شده است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته . اين شخص گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد ؛ گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد كه به مركز آن سه دانه مرواريد درشت آويخته است .
شاه ،‌ تاج كنگره داري بر سر دارد كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع شكل تزئين شده است ؛ در جلو تاج ، هلالي قرار دارد ، بر فراز تاج ، دو بال عقاب وجود دارد كه نوك آنها به طرف داخل خم شده است . در حدفاصل اين دو بال ، ميله عمودي وجود دارد كه بر روي آن هلالي ديده مي شود ؛ در داخل هلال ، نيز گوي بزرگي قرار دارد .
اين شخص پيراهن مرواريد دوزي شده اي پوشيده است . در قسمت بالاتنه ، بر روي پيراهن ، تسمه هايي بسته شده كه شامل سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مستطيلي مي باشد .
كمربند او پهن و با چهار رديف دانه هاي مرواريدي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري در جلو به آن آويخته است .
در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . او دست چپ را بر روي سينه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . اهورا مزدا داراي صورتي كشيده ، ريشي بلند و مخروطي است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه هايش آويخته است .
اهورا مزدا گوشواره اي بر گوش و گردنبدي بر گردن دارد كه شبيه به گوشواره و گردنبند شاه است .
تاج او كنگره دار است كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع تزئين شده است . موهاي بالاي سر او انبوه و بدون پوشش رها شده است . او نيز پيراهن مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه به روي آن شنل جلو بازي پوشيده است .
در سمت چپ شاه ، پيكره آناهيتا ، با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . در دست چپ او سبوي آب و در دست راستش حلقه روبان داري ديده مي شود كه به طرف شاه دراز كرده است او داراي صورتي گرد و چانه اي كوتاه است . بخشي از موهاي سر او به صورت گيسوي بافته در دو طرف صورت آويخته است . همچنين بخش ديگري از آن به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته است .
آناهيتا گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است .
همچنين گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد . تاج او نيز شامل دو بخش است . اين تاج در قسمت پايه به وسيله دو رشته مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مربع تزئين شده است . در بخش فوقاني تاج نيز به وسيله رديفي از پالمت هاي شش لبه اي رها شده به وسيله يك پاپيون و روباني افراشته بسته شده است . اين شخص پيراهن چين‌دار مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه بر روي آن شنل جلو باز بلندي پوشيده است . حاشيه اين شنل به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريد و قسمت هاي ديگر آن به وسيله گل‌هاي رز تزئين شده است .

نقش سوار كار :
در بخش پائين ديوار انتهاي ايوان ، نقش مرد سواره اي حجاري شده كه حريفي پيش روي ندارد . اين سوار با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ سوار بر اسب قوي هيكلي است . اين شخص كلاه خودي بر سر دارد كه تمام صورت و گردن او را مي پوشاند ؛ به طوري كه فقط چشمان او مشخص است ؛ همچنين بر روي كلاه خود تاجي قرار دارد . بر روي پايه اين تاج ، نواري وجود دارد كه به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريدي تزئين شده است . اين نوار در پشت سر به وسيله پاپيوني بسته شده است . همچنين دو رشته روبان افراشته به آن متصل است . حاشيه فوقاني تاج نيز به وسيله شيارهاي عمودي تزئين شده است . در بالاي تاج موهاي سر او به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده كه به وسيله يك پاپيون و دو روبان بسته شده است .
اين شخص پيراهن بلندي بر تن دارد كه به وسيله نقش مرغ و ارغن تزئين شده است . بر روي پيراهن زره اي زنجير باف پوشيده كه تا روي زانو ادامه دارد . به دور كمر او كمر بندي بسته شده كه به وسيله طرح هاي دايره اي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي بسته كه به وسيله طرح هاي هندسي به شكل لوزي و دايره تزئين شده به اين حمايل تيرداني آويخته است .
اين شخص نيزه بلندي در دست دارد و سپر مدوري براي دفاع در پيش رو گرفته است . صورت و سينه اسب به وسيله زره اي تيغه اي پوشيده شده است . بر روي اين زره نيز منگوله هايي آويخته است . همچنين بر روي كپل اسب منگوله اي آويخته است كه بر روي آن نقش انسان سه سر ديده مي شود .
بسياري از مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي چون ابن فقيه ، ابن رسته ، ابودلف ، مسعودي و ياقوت حموي نقش اين اسب سوار را خسرو پرويز معرفي كرده اند كه سوار بر اسب معروفش شبديز است .

ديوارهاي جانبي ايوان :
ديوارهاي جانبي ايوان بزرگ به وسيله نقوشي تزئين شده كه صحنه شكار شاهي را نشان مي دهد . به طوريكه در ديوار سمت راست ، صحنه شكار گوزن و در ديوار سمت چپ صحنه شكار گراز نقش شده است .

صحنه شكار گوزن :
اين صحنه در قابي به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاري شده است . در اين صحنه فيل باناني در سه رديف ، گوزن ها را از طريق دروازه اي كه در سمت راست حصار تعبيه شده به داخل شكارگاه رم مي دهند . اين گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز كه روباني در گردن دارند ، در حال فرار مي باشند . در درون شكارگاه شاه سوار بر اسب در سه قسمت نمايش داده شده است . در قسمت بالا ، شاه سوار بر اسب ، آماده براي شكار مي باشد . او شمشيري مرصع به كمر آويخته و كماني بر گردن دارد . در پشت سر او زني ديده مي شود كه چتري در بالاي سر شاه گرفته است . در پشت سر شاه ، سه رديف زن نقش شده است دو رديف اول به حالت احترام ايستاده اند و رديف سوم نيز در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . در مقابل شاه عده اي از رامشگران بر روي سكويي نشسته اند . برخي از اين رامشگران در حال كف زدن و برخي نيز چنگ مي نوازند . در مقابل اين رامشگران چهار نفر به حالت ايستاده در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . صحنه بعدي ، شاه را در حال شكار نشان مي دهد ، در اين صحنه شاه سوار بر اسبي است كه چهار نعل به دنبال گوزن ها مي تازد . در پشت سر شاه نيز شش اسب سوار در حال تاخت مي باشند . در پائين اين صحنه شاه كمان را بر گردن انداخته كه اين نشان مي‌دهد ، شكار پايان يافته است . در سمت چپ حصار ، چند نفر شتر سوار ، گوزن هاي كشته را حمل مي كنند .

صحنه شكار گراز :
اين صحنه در قابي به طول 70/5 متر و عرض 13/4 متر حجاري شده است . در سمت چپ اين قاب ، 12 فيل در 5 رديف عمودي نقش شده كه بر روي هر كدام از اين فيل‌ها، دو نفر سوار شده است . اين فيل با نان در حال رم دادن گرازها از مخفي گاه باطلاقي خود به درون نيزارها مي باشند . در قسمت بالاي صحنه شكار ، قايق پارويي ديده مي شود كه در داخل آن پنج نفر در حال كف زدن مي باشند ؛ همچنين دو پارو زن در داخل اين قايق وجود دارد . در مركز صحنه ، شاه در داخل قايقي ايستاده كه در اطراف او نوازندگان زن قرار دارند . شاه با تير و كمان در حال تيراندازي به طرف دو گرازي است كه به سوي او جهيده اند . در داخل اين قايق ، چهار نفر قرار دارد . نفر اول و پنجم ، پاروزن هستند و نفر دوم خدمه شاه است كه تيري در دست دارد . نفر چهارم نيز چنگ نوازي است كه در حال نواختن چنگ مي باشد . در اطراف اين قايق ، پرندگان و ماهيان در ميان گياهان آبزي در حركتند . در عقب قايق شاه ، قايق ديگري ديده مي شود كه چهار نوازنده زن ، در حال نواختن چنگ مي باشند . در سمت راست قاب ، صحنه پايان شكار نشان داده شده است ، در اين صحنه شاه در داخل قايقي ايستاده و كماني كه زه آن باز مي‌باشد به نشانه خاتمه شكار در دست چپ گرفته است ، همچنين برخلاف صحنه قبل ، در كمر شاه شمشيري ديده نمي شود . بر دور سر او نيز هاله اي قرار دارد . در عقب اين قايق ، قايق ديگري وجود دارد كه در داخل آن ، زنان نوازنده در حال نواختن چنگ مي‌باشند . در قسمت پائين صحنه پنج فيل سوار ، در حال جمع آوري گرازهاي شكار شده ، نقش شده است . اين عمل جمع آوري گرازها ، به وسيله خرطوم فيل صورت مي گيرد و خدمه فيل ها با گرزهايي كه در دست دارند ضربه آخر را بر گرازها وارد مي كنند . در داخل قاب ، در قسمت بالا ، گرازهاي شكار شده بر روي فيل ها نشان داده شده و در قسمت پائين ، گرازها از روي فيل ها بر زمين گذاشته شده و خدمه ها در حال قطعه قطعه كردن آنها مي باشند .

تاريخ گذاري :
در مورد زمان ساخت اين ايوان در ميان محققين سه ديدگاه وجود دارد . ديدگاه اول توسط اردمن( ‏Erdmann‏ ) مطرح شده است به نظر او ، اين ايوان در زمان پيروز يكم ( 459 ـ 448 م ) ساخته شده است .

ديدگاه دوم توسط هرتسفلد ( ‏Herzfeld‏ ) ارائه شده است ؛ او اظهار مي كند كه اين ايوان در زمان خسرو دوم ( 628 ـ 590 م ) ساخته شده است .

ديدگاه سوم ، توسط فن گال ( ‏von.Gall‏ ) مطرح شده ، او معتقد است اين ايوان همراه با نقوش ديوار انتهاي آن ، در زمان پيروز يكم ساخته شده است ولي صحنه هاي شكار شاهي در ديوارهاي جانبي ايوان متعلق به زمان خسرو دوم مي باشد . امروزه در محافل ايران شناسي ديدگاه دوم يعني نظر هرتسفلد طرفداران بيشتري دارد .

سنگ نگاره دوره قاجار :

در بخش فوقاني ديوار سمت چپ ايوان بزرگ ، سنگ نگاره اي از دوره قاجاريه همراه با كتيبه اي به خط نستعليق حجاري شده است . در اين سنگ نگاره محمد علي ميرزا دولت شاه بر روي تختي نشسته است . وي صورتي فربه و ريش بلند دارد . سبيل او تاب داده شده و تا آن سوي گونه ها ادامه دارد تاج او از نوع تاج ها كنگره دار و شبيه تاج پدرش فتحعليشاه است . لباس او شامل پيراهن چين دار قرمز رنگي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . وي كمربندي به كمر بسته و در قسمت پائين آن حمايلي قرار دارد . به حمايل او شمشير و خنجري آويخته شده است .

در كنار او شعري از بسمل شاعر كرمانشاهي در مدح او نگاشته شده است . مطابق با اين نوشته محمد علي ميرزا كوه طاق بستان را با كوه طور و جمال دولتشاه را با جمال حضرت موسي تشبيه كرده ، وي همچنين خسرو پرويز را دربان خود معرفي كرده است .

درسمت راست او امامقلي ميرزا معروف به عمادالدوله به حالت ايستاده ، با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده است . وي داراي ريش كوتاه سياه رنگي است و تاج جواهر نشاني بر سر دارد . لباس او شامل پيراهن گشاد بلندي است كه متأسفانه رنگ آن از بين رفته . وي نيز خنجري در كمر بسته و شمشيري در غلاف به سمت چپ آويخته است .

در سمت چپ محمدعلي ميرزا ، پسر ديگرش محمدحسين ميرزا نقش شده است . متأسفانه جزئيات صورت وي از بين رفته است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است ، لباس او شامل پيراهن سبز رنگ بلندي است . وي نيز شمشيري در غلاف به حمايلش بسته است .

در جلو محمدعلي ميرزا ، آقاغني به حالت ايستاده با صورت و بدني تمام رخ نقش شده است تاج او مخروطي است وي لباس بلند قرمز رنگي پوشيده است و به حمايلش خنجري آويزان است .

درسمت چپ سنگ نگاره ، كتيبه اي به خط نستعليق نوشته شده است ، اين كتيبه به صورت وقف نامه اي است كه مضمون آن حاكي از نحوه درآمد سه دانگ از مزارع كبود خاني است كه بايستي جهت عزاداري براي امام حسين (ع) در ماه عاشورا و و ساير عزا هزينه مي‌شد .

طبق كتيبه اين سنگ نگاره در سال 1237 ه.ق به دستور آقاغني خواجه باشي محمدعلي ميرزا و توسط ميرزا جعفر سنگ تراش حجاري شده است

یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:37

تكيه معاون الملك

moavenolmolk-kermanshah

تكيه معاون الملك يكي از بناهاي به جاي مانده دوره قاجاريه در كرمانشاه مي باشد كه كاشي هاي منحصر به فردش آن را از ديگر تكاياي شهر متمايز مي كند . اين بنا در بافت قديم شهر ، در محله آبشوران قديم و در خيابان شهيد حـداد عادل واقع شـده است . كه بـه دستور حسين خان معروف به معين الرعايا ساخته شده است . اين بنا از سه قسمت تشكيل شده است : قسمت اول را حسينيه ، قسمت دوم را زينبيه و قسمت سوم را عباسيه مي‌نامند.

مجموعه بنا در حدود شش متر از سطح خيابان پائين تر است به طوري كه براي ورود به حسينيه بايد از 17 پله بزرگ عبور كرد . در جنب پله هاي ورودي ، سقاخانه كوچكي وجود دارد كه به وسيله كاشي هايي با نقوش حضرت ابوالفضل (ع) تزئين شده است .

حضرت ابوالفضل سوار بر اسب ، شمشير به كمر و پرچم در دست دارد . روي پرچم جمله « نصر من الله و فتحاً قريب » نوشته شده است . جلوي پاي سوار نيز تصوير كودك خردسالي ديده مي شود . مردم محل سوار را به حضرت ابوالفضل و تصوير كودك را به حضرت سكينه نسبت مي دهند كه از عموي خود عباس طلب آب كرده است . از اين رو اين مكان را محترم شمرده و در آنجا نذر مي كنند ، شمع روشن كرده و طلب حاجت مي كنند .

سراسر نماي مدخل و سردر ورودي بنا نيز با كاشي هاي نفيس تزئين شده است .

حسينيه در حقيقت صحن كوچكي است كه در اطراف آن حجره هاي دو طبقه و طاق نماهاي متعددي قرار گرفته است كه سراسر ديوارهاي آن با كاشيكاري زيبا آراسته شده است . داخل طاق نماهاي اين بخش به وسيله تابلوهاي كاشيكاري شده پوشيده شده است اين تابلوها ، صحنه هايي از عزاداري شامل سينه زني ، قمه زني و هم چنين تصاويري از خلفا و سلاطين ايران ، بارگاه حضرت سليمان را نشان مي دهد . علاوه بر كاشي هاي با نقوش انساني ، كاشي هايي نيز با نقوش هندسي زيبا به كار رفته است .

در ذيل تابلو مجلس روضه خواني مرحوم اشرف‌الواعظين ، واقع در ديوار جنوبي حسينيه ، اشعاري در توصيف بنا و تاريخ خاتمه كاشيكاري آن به چشم مي خورد كه سروده هاي واله شاعر كرمانشاهي است و دو بيت ماده تاريخ آن چنين است :

« اين عزاخانه چو از حسن عمل گشت تمام

سال تاريخش واله ز لب باني خواست

گفت با نيش معاون پي تاريخ بگو

كين حسينيه ز ما بهر عزاي شهداست 1336 »

به هنگام مرمت حسينيه آثاري از آئينه كاري و گچبري بر ديوارهاي آن ظاهر گرديد . چنين به نظر مي رسد كه بناي اوليه با گچبري و آئينه كاري تزئين بوده است .

بخش مياني يا زينبيه به صورت صحن مسقفي است كه اطراف آن به وسيله حجره هاي متعددي احاطه شده است . غرفه هاي طبقه فوقاني ، استقرار زنان شركت كننده در مراسم سوگواري بوده است . سقف بنا به صورت گنبدي روپوش است كه گنبد زيرين به صورت عرق چين و نماي گنبد فوقاني به صورت نماي فلزي است . تمام ديوارها و حجره هاي اطراف با كاشي هاي زيبا شامل 18 تابلو از صحنه هاي غم انگيز كربلا نظير آمدن زعفر جني به خدمت امام حسين (ع) ، رزم حضرت علي اكبر (ع) ، رزم حضرت قاسم (ع) ، رزم حضرت ابوالفضل (ع) صحنه هايي از قيام توابين ، به خاكسپاري شهداي كربلا توسط قبيله بني اسد ، صحنه ورود اهل بيت به مدينه ، مجلس مختار و بردن اهل بيت (ع) و امام سجاد (ع) به خرابه هاي شام و مجلس يزيد است .

در بالاي قسمت ديواره گنبد هشت تابلو كاشيكاري شده وجود دارد . اين تابلوها عبارتنـد از صحنـه‌اي از عروج پيامبـر (ص) و ديدن حضرت علي (ع) در معراج ، ضمـانت حضرت رضا (ع) از اهو ، قرباني كردن حضرت اسماعيل (ع) توسط حضرت ابراهيم (ع) ، نبرد حضرت علي (ع) با حب سردار خيبريان ، باطل كردن جادوي جادوگران فرعون توسط حضرت موسي (ع) ومكتب خانه فرزندان حضرت علي (ع) . در حاشيه پائين آن اشكال متعددي از سلاطين و پادشاهان اساطيري و تاريخي و همچنين مرثيه هاي متعددي از محتشم كاشاني در اطراف بنا به چشم مي خورد . خطاط اين خطوط و اشعار در سقف ديوارهاي زينبيه و حسينيه ، ميرزا حسنخان خطاط كرمانشاهي بوده است .

قبر مرحوم معاون الملك باني تكيه كه در سال 1327 ش در گذشته درون اتاق كوچكي در جنوب شرقي زينبيه قرار دارد .

بناي عباسيه به صورت صحن وسيعي است كه در قسمت شرقي آن بناي دو طبقه اي ساخته شده و در قسمت جنوبي آن ايواني با دو ستون آجري برپا شده است . ديوارهاي عباسيه نيز با كاشي هاي رنگارنگي تزئين شده كه بر روي آنها ، صحنه هايي از ورود حضرت يوسف به كنعان ، بارگاه حضرت سليمان و تصاويري از آستان مقدس حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) ديده مي شود .

در اين صحن نيز ، تصاويري از شخصيت هاي مذهبي ،‌سياسي و مهره هايي از رجال دوره قاجار كرمانشاه در اين دوره از جمله حسنخان معاون الملك و آيت الله سيد حسين حائري طباطبايي بر روي كاشي ها نقش بسته است .‏

یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:34

هنرهای سنتی

هنرهای سنتی
‏صنايع دستي در استان كرمانشاه از سابقه تاريخي طولاني برخوردار بوده بطوريكه روزگاري كرند غرب زرادخانه مهمي بوده كه سلاح هاي گوناگون را مي ساخته است . در تاريخ يورش هاي تيموريان و جنگ هاي ايران و عثماني از سلاح هاي ساخت كرند ياد شده است . صنايع دستي در استان كرمانشاه به موازات توسعه كشاورزي و دامداري پيشرفت هايي داشته و در اقتصاد و زندگي مردم استان به ويژه عشاير و روستائيان نقش مهمي داشته است
 

گليم بافی
‏گليم بافي از صنايع دستي خانگي است كه در بيشتر نقاط استان كرمانشاه رواج دارد . اكثر كارگاههاي گليم بافي در خانه هاي روستاييان هرسين به عنوان مركز عمده توليد گليم در استان از شهرتي خاصي برخوردار است . وجود مراتع مساعد جهت پرورش دام ها كه تأمين كننده الياف لازم گليم هستند خود دليلي بر متداول بودن گليم بافي در اين نواحي است .‏
نقوش چشمه نظامي ، و نقوش تركيبي درخت و لانه گنجشك ، مرغابي ، مار ، عروسك ، قيچي ، خطوط افقي ، عمودي ، نقش قرقره راه راه ، پنجه گربه ، قاچ خربزه ، گل مشرفي ، گل ترمه و سوزني از جمله نقوشي هستند كه در گليم هاي استان به ويژه هرسين ديده مي شود . همچنين در زمينه گليم هاي هرسين نشانه هاي بسياري از درهم تنيدگي تمدن و فرهنگ ها ملاحظه مي شود . از جمله مناطق ديگري كه در آن گليم بافته مي شود مي توان به جوانرود ، گيلانغرب و ريجاب اشاره كرد .‏

موج بافی
موج و در اصطلاح محلي رختخواب پيچ  و مفرش از پشم خالص بافته مي شود كه توليد آن بيشتر جنبه رفع نيازهاي محلي و سفارش دهندگان آشنا را دارد . موج يافي يكي از هنرهاي خانگي است كه هنوز در منطقه اورامانات رواج دارد . موج هاي رنگين كمان در اورامانات و جوانرود از شهرتي خاص برخوردار است در جوانرود اين صنعت شكل كارگاهي پيدا كرده به طوريكه در در اين كارگاه ها جولاها هنوز در پشت دستگاه ها به كار موج بافي مشغولند . امروزه موج  هنوز مورد استفاده قرار مي گيرد به طوري كه در مواردي هم به جاي پتو يا روانداز يا رويه كرسي ، زير انداز ، پرده و حتي به جاي بقچه‌هاي بزرگ كاربرد دارد . جانماز يا سجاده توليد ديگر كارگاه موج بافي است .  قطع جانماز كوچك و حدود 60*110 سانتي متر است . رنگ آميزي و نقش پردازي جانماز متأثر از جنبه معنوي كاربرد آن است و برخلاف موج كه داراي رنگ هاي شاد است . تركيب رنگي آن ، سياه ، سفيد و قهره أي مي باشد .‏
مهمترين طرح هاي موج بافان عبارتند از كشكولي ، چهار خانه ، سياه و سفيد ، تخت قرمز ، برمالي و شطرنجي ضمناً موج بافان قادرند هر گونه پيشنهاد سفارش دهندگان را بافته و ارائه دهند .‏

 

پرده بافی
پرده بافي نيز يكي از صنايع دستباف كرمانشاه مي باشد و هنوز چند نساجي در كرمانشاه به بافت پرده هاي نخي به اندازه هاي متفاوت مشغول مي باشند. براي بافت پرده از همان دستگاهي استفاده مي شود كه در موج بافي به كار مي رود.‏
‏ ‏
جاجيم بافی
جاجيم بافي يكي ديگر از صنايع دستي كرمانشاه است كه از ديرباز بين خانواده‌هاي روستايي و عشاير رواج داشته است. جاجيم به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار مي گيرد. حتي در بين برخي از خانواده هاي روستاي جاجيم را به عنوان چشم روشني و جهيزيه نوعروسان هديه مي دهند و به عنوان يادگاري ارزنده سال ها در خانوارها باقي مي ماند.‏
مواد اوليه جاجيم پشم است و بافت آن شبيه گليم است با اين تفاوت كه جاجيم در چهار تخته بافته مي شود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته مي شود. در منطقه اورامان و ثلاث زنان جاجيم هايي را با نقوش متنوع و جنس مرغوب مي بافند كه در نوع خود كم نظير مي باشد.‏

قالی بافی
قالي بافي به صورت يك فعاليت جنبي با ارزش خود مصرفي و با نقوش بومي و محلي از سال ها پيش در ميان روستائيان كرمانشاه وجود داشته است . نقش هاي محلي شناخته شده ، نام روستاهاي معيني را برخود دارد كه از جمله مي توان به نقش هاي حسين آباد و اكبر آبادي و كيوناني اشاره كرد . امروزه تقريباً در بيشتر روستاهاي سنقر و در اغلب روستاهاي صحنه ، كنگاور ، دينور و بيستون ، قالي بافي داير است . در ميان عشاير منطقه غربي كرمانشاه به ويژه ثلاث باباجاني اگرچه قالي بافي صنعت دستي اصلي نيست ولي در كنار گليم بافي و ساير دست بافت ها قالي هم بافته مي شود . در فرهنگ قالي بافي كرمانشاه واژه گل به معني نقش به كار برده مي شود چنانكه در گل اكبرآباد ، گل ترنجي ، منظور از گل نقشه گل قالي است . نقش هاي شناخته شده در قالي بافي اين منطقه عبارتند از دارگل ، بازوبندي ، سماوري ، عبداللهي ، اكبر آبادي ، كيوناني و حسين آبادي كه هر يك از اين نقش ها ، خود مجموعه اي از خرده نقش ها را در بر دارند.‏

نمد مالی
‏ نمد مالي از جمله هنرهاي سنتي كاربردي منطقه عشايري كرمانشاه است كه از ديرباز در اين استان وجود داشته و تاريخي به قدمت دست بافي دارد . در گذشته انواع پوشش هاي پشمي و زير اندازها ، حتي زين اسب ها از نمد تهيه مي شد . در حال حاضر مصرف پوشش آن از قبيل كلاه نمدي ، جليقه و فرجي مي باشد و چه زيباست نقش هاي رنگين اين نمدها كه هنوز در كف سياه چادرها و بر دوش چوپانان خودنمايي مي كنند . كاربرد نمد در بين عشاير به ويژه آنهايي كه در حال كوچ هستند بيشتر مي باشد .‏
نمدهاي زير انداز منطقه معمولاً به دو رنگ سياه و سفيد به صورت سفيد در زمينه سياه در نقش مي باشد . البته رنگ هاي سبز ، سرخ ، پرتغالي و بنفش هم در زمينه سفيد براي تزئين كردن آن مي افزايند . نقش هاي متداول در روي نمدهاي نقاط مختلف كرمانشاه عبارتند از : شمشير و تپانچه ، رنگين كمان ، گل ترنج ، تبرزين ، درخت و گنجشك ، كله قوچي ، نيلوفر ، بز كوهي ، مرغ ، گل ، پله ، جقه شاهي و ‏‎…‎

گيوه كشی
گيوه كشي يكي از صنايع دستي استان كرمانشاه است كه از قدمت ديرينه اي برخوردار است . گيوه را به اصطلاح محلي كلاش هم مي گويند .مناطق كوهستاني ، و گذرهاي صعب العبور و سنگلاخي استفاده از گيوه به عنوان پاپوش نرم ، سبك ، راحت و مقاوم را در كرمانشاه رواج داده است . مراكز ساخت گيوه ، پاوه ، هرسين و كرمانشاه مي باشد .‏
گيوه از دو قسمت كفي و رويي تشكيل مي شود . كفي معمولاً از لاستيك و چرم است ولي رويي از نخ مي باشد . تا قبل از پيدايش صنعت لاستيك سازي ، گيوه كش ها در كرمانشاه زير كلاش ها را از پوست گاوميش تهيه مي كردند و رويه آن را از نخ يا ابريشم مي بافتند كه اكثر اعيان از آن استفاده مي كردند . با پيدايش صنعت لاستيك براي كارگران و كشاورزان زير لاستيك به كار مي بردند .‏
نوع دوم كلاش معروف به كلاش اورامي است كه گيوه باف هاي آن منطقه كه به « دوم » شهرت دارند . در نهايت استادي زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده مي شود و با روده خشك حيوانات كه تيره مي گويند به هم وصل مي كنند كه از لحاظ فرم و طرح با گيوه هاي كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است .‏
مهمترين انواع فرآورده هاي گيوه بافي عبارتند از دم پايي ، پاشنه بلند ، گيوه عاج دار ، پشت بسته ، كفشي ، حوله اي ، منجوقي ، قيصري ، جاوي ، توري و ملكي .‏

چيغ بافی
چيغ يا چيخ عبارت از حصيري به پهناي تقريبي 150 سانتي متر است كه روي آن نقش هاي متفاوتي به وسيله نخ هاي رنگارنگ پشمي ايجاد مي شود . از چيغ براي حفاظت اطراف سياه چادرها استفاده مي شود و گاهي نيز براي تقسيم داخل چادرهاي عشايري به چند بخش جدا از هم كاربرد دارد .‏

قلمزنی
هنر قلمزني در اين استان روزگاري جلوه اي خاص داشته است و قلمزنان بزرگي در اين خطه مشغول فعاليت بوده اند كه آخرين فرد از تبار قلمزنان حرفه اي شهر كرمانشاه استاد علي اكبر عين القضايي است كه با تدريس قلمزني به جوانان كرمانشاهي دست به احياء اين هنر زده است . قلمزنان هنرمند كرمانشاهي با الهام از آثار تاريخي دوره هخامنشي و ساساني و طبيعت منطقه ، در نهايت ظرافت و زيبايي ، آثار هنري زيبايي را خلق كرده اند كه خريدار جهاني هم دارد .‏

ابزارهای فلزی
در حال حاضر در شهر كرند كارگاه هايي وجود دارد كه كم و بيش به ساخت وسايل فلزي و ابزار كار فعاليت دارند . صنعتگران كرندي در تهيه ابزار و وسايل كار و شكار ، چاقو ، كارد ، قندشكن ، ابزار زين و يراق ، قفل و كليد شهرت زيادي داشته و دارند . متأسفانه در حال حاضر به علت عدم توجه به فلز كاري كرند اين صنعت رو به نابودي است و جز چند كارگاه سنتي عموماً از ميان رفته و رو به زوال نهاده اند كه كارگاه هاي داير هم به تهيه وسايل خانگي و زيستي اشتغال دارند .‏
علاوه بر كرند در شهر كرمانشاه نيز چند كارگاه آهنگري وجود دارد كه بيشتر آلات كشت و زرع را مي سازند ‏

پوشش گياهی و جنگل ها‏‎ ‎
به سبب موقعيت خاص اقليمي و بارندگي به موقع و كافي از مناطق شمال غربي تا جنوب شرقي استان كرمانشاه يعني از ارتفاعات اورامانات تا منطقه زردلان و هليلان دره‌هاي پوشيده از جنگل و مراتع پر بركتي وجود دارد . اين دره ها چون داراي آب و هواي معتدل با مناظر زيباي طبيعي است براي اطراق و تفريح و وجود ايلات در حال كوچ از بهترين نقاط تفريحي ايران است و هميشه يكي از شكارگاه هاي تراز اول ايران محسوب مي شده است . جنگل هاي اين استان عموماً از جامعه بلوط بومي ايران تشكيل يافته و در حدود 60 درصد از اين جامعه را گونه هاي مختلف بلوط و 25 درصد آن را گونه هاي مختلف پسته هاي وحشي ( بنه ) و حدود 5 درصد انواع بادام كوهي و10 درصد بقيه را ديگر گونه ها تشكيل مي دهد .‏
برخي از درختان و درختچه هاي جنگلي استان كرمانشاه عبارتند از : آلبالوي وحشي ، انجير ، اوجا ، بادام وحشي ، بلوط ، بيد ،پسته وحشي ، تمشك ، چنار ، زبان گنجشك ، صنوبر ، سرخ‌و‌ليك ، گردو ، زالزلك .‏
بطور كلي مي توان نواحي جنگلي استان را چنين تقسيم نمود :‏
‏1 ـ جنگل هاي منطقه اسدآباد ـ كرمانشاه ‏
‏2 ـ جنگل هاي منطقه كرمانشاه ـ ايلام ‏
‏3 ـ جنگل هايي منطقه گيلان غرب ـ قصرشيرين ‏
‏4 ـ جنگل هاي منطقه اسلام آباد ـ قصرشيرين‏
‏ ‏
پارك جنگلی طاق بستان
اين پارك در حاشيه شمالي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه پرآو قرار دارد . عناصر طبيعي چون كوهستان ، چشمه ، فضاي سبز و درياچه هاي مصنوعي ، وجود نقش برجسته‌هايي از دوره ساساني در كنار زيبايي هاي طبيعي آن ، محيط جذاب و ديدني را به وجود آورده است . به علت موقعيت طبيعي و آب و هواي معتدل ، اين محل مورد توجه پادشاهان ساساني قرار گرفته و آنجا را براي تفريح و شكار گاه سلطنتي خود انتخاب كرده اند بطوريكه در دوطرف ايوان بزرگ طاق بستان ، صحنه هاي شكار شاه ساساني حجاري شده است .‏
اين پارك به علت امكانات تفريحي و آثار تاريخي يكي از پرجاذبه ترين مناطق شهرستان كرمانشاه محسوب مي شود ‏
‏ 
منطقه ريجاب و بان زرده ‏
يكي از مناطق زيباي استان كرمانشاه منطقه ريجاب و بان زرده است كه در 120 كيلومتري شمال غربي شهرستان كرمانشاه واقع شده است . اطراف اين منطقه به وسيله كوه‌هاي سر به فلك كشيده دالاهو محصور شده است . اين كوه ها داراي قللي برفگير بوده كه دامنه هاي آن به وسيله جنگل پوشيده شده است . رودخانه زيباي سراب ريجاب كه سرچشمه رودخانه الوند مي باشد در اين منطقه جريان مي يابد . دره هاي اين منطقه به وسيله درختان انجير و گردو پوشيده شده است . حضور آثار تاريخي قلعه يزدگرد و زيارتگاه بابايادگار و ابودجانه بر زيبايي هاي اين منطقه افزوده است .‏

تالاب‎ ‎هشیلان
اين تالاب در مسير جاده كرمانشاه روانسر در 26 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه و در دهستان الهيارخاني قرار دارد . ‏
تالاب هشيلان به صورت ناوديسي است به مساحت تقريبي 450 هكتار كه در گستره دشتي و اراضي پست دامنه كوه هاي خورين و ويس قرار دارد . آب تالاب در بالا دست به صورت سراب و چشمه هاي جوشان مي باشد و در پهنه تالاب به صورت كانال‌هاي بزرگ و كوچك پخش شده است . پوشش گياهي سطح تالاب علفي است كه به صورت گياهان آبزي در داخل آب رشد كرده است . در اين تالاب حدود 110 جزيره كوچك و بزرگ با مساحت تقريبي از 100 متر مربع تا حدود يك هكتار شكل گرفته است . در داخل و حاشيه تالاب جانوراني زندگي مي كنند . بطوريكه بر اساس بررسي هاي به عمل آمده هرساله با شروع باران هاي پاييز و سرد شدن هوا پرندگان زيادي از آسياي مركزي به اين زيست بوم مي آيند و زمستان را در اين تالاب مي گذراندند اين تالاب مأمن و مأواي مناسبي براي زمستان گذراني تعداد زيادي از پرندگان مهاجر آبزي و كنار آبزي به شمار مي رود . هر ساله گروه‌هاي پرندگان مذكور توجه شكارچيان و علاقمندان به طبيعت را به خود معطوف مي‌دارد .‏


دشت بین ارتفاعات الوند و کوه بید سرخ
‏این دشت به عرض 55 کیلومتر می باشد که ارتفاعات شمالی آن نسبتاً صعب العبور ولی از طرف جنوب به کلی باز و هموار است و به همین سبب راه هایی به طرف شهرستان های نهاوند و تویسرکان از این منطقه کشیده شده است                       ‏

دشت ماهی‎ ‎دشت

این دشت را ارتفاعات نعل شکن در شرق و ارتفاعات حسن آباد چهار زبر در غرب احاطه کرده است . عرض آن 25 کیلومتر می باشد و ازدو طرف کاملاً باز است . این    دشت از مناطق عمده زراعی استان کرمانشاه محسوب می شود 

                       ‏
دشت‎ ‎صحنه
این دشت از پای ارتفاعات بید سرخ آغاز و در ارتفاعات نعل شکن خاتمه می یابد . عرض این دشت در حدود 90 کیلو متر است

دشت بیلوار
‏این دشت از رسوبات رودخانه کامیاران به وجود آمده است . اراضی این دشت در   حدود 11 هزار هکتار است                                                                               ‏

دشت‎ ‎دینور
این دشت در جنوب سنقر قرار گرفته و مساحت اراضی آن حدود 9 هزار هکتار است ‏


دشت‎ ‎هرسین
بین راه بیستون به نورآباد قرار گرفته ، مساحت اراضی آن حدود 15500 هکتار است.‏


دشت اسلام‎ ‎آباد
این دشت از طرف غرب به وسیله ارتفاعات دالاهو محدود گردیده است . دامنه‌های اطراف این دشت مشجر است . این دشت در حدود 460 کیلومتر مربع وسعت دارد  

                        ‏
دشت‎ ‎کرند
این دشت در امتداد غربی دشت اسلام آباد غرب قرار دارد و مساحت اراضی آن در حدود 9 هزار هکتار است 

                                                                               ‏
دشت بین ارتفاعات پاطاق و خسروی :

ارتفاعات این دشت از سطح دریا کم و به علت همجواری با خاک عراق ، دارای هوایی نسبتاً گرم است . عرض این دشت بین 20 تا 70 کیلومتر است‏

یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:29

‎سراب های استان

‎سراب نيلوفر ‏
‎‏اين سراب در 14 كيلومتري شمال غربي شهر كرمانشاه در ابتداي منطقه سنجابي و در دامنه كوه كماجار واقع شده است . اين سراب به صورت استخر وسيعي است كه مملو از گل هاي نيلوفر است كه غنچه ها و برگ هاي آن سر از آب برآورده و سطح وسيعي از سراب را مي پوشاند . اين سراب ظزفيت بهره دهي آب فراوان دارد و براي پرورش ماهي نيز مناسب است . در سال هاي اخير جهت رفاه بازديدكنندگان در اطراف اين سراب تأسيسات و پاركي احداث شده است .                                               ‏
‏                                             ‏
سراب بيستون
اين سراب در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه و در دامنه كوه بيستون واقع شده است . اين سراب مزارع بيستون و بلوردي را مشروب مي كند.   

                   ‏
سراب هرسين ‏
در داخل شهر هرسين و در دامنه كوه شيرز سراب بسيار زيبايي وجود دارد كه اراضي كشاورزي هرسين را مشروب مي كند . سراسر اين سراب پوشيده از درختان جنگلي است . عناصر طبيعي چون چشمه ، كوهستان ، فضاي سبز و آثار تاريخي ، زيبايي مضاعفي به طبيعت بكر آن داده است 

                                                              ‏
سراب قنبر
‏اين سراب درجنوب شهر كرمانشاه و در دامنه كوه سفيد واقع شده كه آب مصرفي قسمتي از شهر را تأمين مي كند .  ‏

سراب دربند صحنه ‏
‏اين سراب در شمال شهر صحنه و در محلي به نام دربند واقع شده است كه مزارع صحنه را آبياري مي كند . در كنار اين سراب آبشاري زيبا وجود دارد كه آب آن با فشار زياد از شكاف كوهي بيرون مي ريزد . اين آبشار در فصل بهار از مكان هاي ديدني و زيباي صحنه محسوب مي شود

سراب خضرزنده
اين سراب در 24 كيلومتري شمال غربي شهر كرمانشاه و در مسير جاده كرمانشاه سنندج قرار دارد .  ‏
‏                                                  ‏
سراب ياوری ‏
‏اين سراب در مسير جاده كرمانشاه به روانسر و در نزديك روستاي قزانچي قرار دارد .‏

سراب سنقر
‏سراب سنقر در 5 كيلومتري جاده سنقر به كرمانشاه و در مجاور روستاي تازه آباد واقع شده است . آب آن از زير كوه سراب به سرعت و با فشار به صورت فواره بيرون مي ريزد . آب اين سراب در زمستان ها گرم و در تابستان ها سرد است . اين سراب داراي آب گوارايي است كه آب آشاميدني روستاهاي اطراف را تأمين مي كند و سپس  به رودخانه قره‌سو مي ريزد       ‏

سراب روانسر ‏
‎اين سراب زيبا در داخل شهر روانسر واقع شده است كه سرچشمه رودخانه قره‌سو مي‌باشد . وجود اين سراب و داشتن آثار تاريخي كنار آن همچنين سرسبزي و با طراوت بودن آن موجب شده كه اين محل يكي از نقاط تفريحي شهر روانسر محسوب شود در استان كرمانشاه حدود 550 سراب و چشمه بزرگ و كوچك وجود دارد كه هر ساله به طور متوسط 827 ميليون متر مكعب آبدهي دارند .  ‏

یکشنبه, 27 شهریور 1390 08:26

روخانه های استان

گاماسیاب
این رودخانه از سراب سنگ سوراخ و چشمه سارهای اطراف نهاوند سرچشمه گرفته و پس از اتصال با رودخانه ملایر به رودخانه گاماسیاب تغییر نام داده است . به این رودخانه در مسیر خود ، رشته های فرعی مختلفی از جمله آب ملایر ، آب نهاوند و آب تویسرکان ملحق شده است . این رودخانه در جنوب بیستون به آب دینورآب پیوسته و به نام گاماسیاب ادامه مسیر داده و در نزدیکی فرامان به رودخانه قره‌سو متصل شده و پس از آن به نام سیمره وارد خاک لرستان می شود وسپس در استان خوزستان به نام کرخه جریان یافته و وارد هورالعظیم می شود .‏

روخانه قره‌سو
سرچشمه اصلی این رودخانه سراب روانسر واقع در 50 کیلومتری شمال غرب کرمانشاه می باشد . این رودخانه با جهت شمال غربی به جنوب شرقی جریان پیدا می کند و در 15 کیلومتری کرمانشاه رودخانه رازآور و شاخه های فرعی آن به قره‌سو می پیوندد و با مسیر پر پیچ و خم دار در سطح دشت جریان یافته و در نزدیکی روستای قزانچی رودخانه مرگ به آن متصل می شود . این رودخانه با یک شیب آرام از داخل شهر کرمانشاه عبور کرده و در نزدیکی فرامان به رودخانه گاماسیاب می پیوندد . در بسیاری از نقاط حاشیه این روخانه گیاهان مختلفی رشد کرده که به زیبائی آن جلوه خاصی داده است .   


دینور‎ ‎آب
‏ یک شاخه این آب از روستاهای دامنه غربی اسدآباد سرچشمه می گیرد و شاخه دوم آن که به آب زحمانی معروف است از سر تخت کلیایی سرچشمه گرفته که در دهکده زحمانی با شاخه سوم که از سراب سنقرچای می آید متصل شده و در میان راهان با شاخه چهارم متصل می شود . پس از عبور از پل میان راهان در دهکده برناج آب برناج به آن اضافه شده و با پیوستن آب نوژی وران به آن ، دینور آب اصلی را شکل می دهد .این آب پس از مشروب کردن دشت دینور و چمچمال در جنوب بیستون به گاماسیاب  می ریزد.  ‏


رودخانه‎ ‎مِرِگ
‏ این رودخانه از سراب فیروز آباد واقع در جنوب غربی ماهیدشت سرچشمه گرفته و در شمال شرقی روستای میر عزیزی به قره‌سو متصل می شود . پس از عبور از ماهیدشت و دریافت آب سراب کاشنبه ، وارد دشت کوزران شده و در آنجا آب رودخانه زردآب به آن می پیوندد .  پس از آن در پای کوه ویس به رودخانه قره‌سو می ریزد.‏


رودخانه رازآور ‏
‏ این رودخانه از کوه های اطراف کندوله و کامیاران سرچشمه گرفته و پس از عبور از کوه های جنوب شرقی کامیاران ، در پای کوه قرال به مسیرش ادامه داده و در جنوب قزانچی به  رودخانه قره‌سو می ریزد .‏
‎ ‎
رودخانه جامیشان ‏
‎این رودخانه از ارتفاعات و چشمه سارهای اطراف سنقر کلیایی سرچشمه گرفته و به طرف جنوب غربی از تنگ میان کوه جامیشان عبور می کند . پس از عبور از این تنگ وارد دشت دینور شده و در تنگ دینور به رودخانه دینور آب می ریزد .


رودخانه سیروان ‏
‏ این رودخانه از بخش رزاب و مریوان در کردستان سرچشمه گرفته و پس از عبور از شمال غربی اورامانات ، دوآب و شمال هرتا ، رودخانه های ژاد رود ، قشلاق رود ، لیله ، لوشه ،   زمکان ، دشت حر به آن پیوسته و سپس وارد کشور عراق می شود ‏


رودخانه الوند ‏
این رودخانه از آب چشمه های سیاوانه و سراب اسکندر در کوه دالاهو در شمال غربی کرند سرچشمه گرفته و بعد از اینکه در حدود سه کیلومتر جریان یافته فرو می رود و پس از مسافت کوتاهی از محل دیگری به نام سراب هشتانه خارج گردیده و تشکیل آبشاری در ریجاب داده است این رود پس از مشروب نموده دشت ذهاب به طرف قصرشیرین جریان داشته و نهایتاً وارد خانقین عراق شده و در محل دوآب خانقین وارد دیاله می شود . این رودخانه از لحاظ اینکه از سرپل‌ذهاب ( حلوان ) می گذرد بهنام رودخانه حلوان نیز معروف است .متر ، کوه گر با ارتفاع 2430 متر ، امروله با ارتفاع 2987 متر نخود چال با ارتفاع 3322 متر ،   کوه هجر با ارتفاع 2253 متر     ‏