اخذ بيمه نامه، طرح سرمايه گذاري
طرح سرمايه گذاري جهت پوشش مي بايست علاوه بر دارا بودن توجيه اقتصادي، حداقل 3 سال به طول انجاميده (يعني از زمان شروع تا پايان فعاليت سرمايه گذاري حداقل 3 باشد)، حداقل 50% سهم آورده ايراني از داخل از ايران تأمين گردد و منجر به صدور كالا/ خدمات و يا نيروي كار ايراني گردد.
طبيعت كرمانشاه
عكس هايي از طبيعت كرمانشاه
{gallery}1366{/gallery}
آشنایی با فرهنگ و نژاد استان کرمانشاه
جمعیت :
این استان بنا بر برآوردهای سال 1385 مجموعا 1.902.760 نفر جمعیت دارد. مرکز این استان شهر کرمانشاه است که دارای حدود 570.567 نفر جمعیت است که حدود 3 درصد از جمعیت کل کشور را شامل می شود و از این نظر در کل کشور دارای رتبه سیزدهم است . از این تعداد 35/59 درصد در نقاط شهری و 30/39 درصد در نقاط روستائی زندگی می کرده اند و بقیه جمعیت به صورت غیر ساکن می باشند . در این استان در مقابل هر 100 نفر زن ، 106 نفر مرد وجود داشته است . این نسبت در بین اطفال کمتر از یک سال برابر 107 نفر و در بزرگسالان 65 ساله و بیشتر معادل 137 نفر بوده است .
از جمعیت این استان 14/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار داشته اند . 14/55 درصد بین 15 تا 64 ساله و 71/40 درصد کمتر از 15 ساله می باشند .
در سال 1375 میزان با سوادی در جمعیت 6 ساله و بالاتر استان به 57/76 درصد میرسد که این رقم در نقاط شهری 14/97 درصد و در مناطق روستائی و غیر ساکن 30/92 درصد به دست آمده است . به عبارتی دیگر در استان به طور متوسط از هر 10 نفر 9 نفر با سواد می باشد .
نژاد :
اگر چه اظهار نظر درباره نژاد کرد ، کاری بس دشوار است ولی به نظر می رسد کردهای کرمانشاه ، همچون کردهای کردستان آریایی تبار و از ساکنان قدیم فلات ایران می باشند . این قوم یکی از شعبات نژاد آریایی است که از هزاره دوم پیش از میلاد وارد ایران شدند و در کوه های زاگرس سکنی گزیدند .
کردها مردمانی ایرانی تبارند که زبان ، فرهنگ و آداب و سنن آنان در ارتباط و پیوند با دیگر مردمان در قلمرو زیست اقوام ایرانی است . در اسناد سومری و آشوری از بخشی از اقوام ساکن در سرزمین کوهستانی شرق آشور ، شمال شرق و شرق بین النهرین و سرزمین سومر به نام کرتی یا گودی و کارتی و کارد نام برده اند و در منابع ارمنی واژه کردوخ بر اینان اطلاق شده است . در آثار یونانی سده چهارم پیش از میلاد صریحاً به واژه کردوخی اشاره شده که محققین معتقدند کردوخی که با کردها ارتباط نژادی داشته اند . از زمان هخامنش تا دوره پس از اسلام اینان به نام « کورد » و « کرد » نامیده شده اند .
ـ زبان گویش :
زبان اهالی کرمانشاه کردی است ، زبان کردی خویشاوند نسبی زبان فارسی است زیرا اشتراک قواعد دستوری و ذخیره لغوی زبان های ایرانی نتیجه خویشاوندی نسبی آنها است . زبان کردی که شاخه ای از زبان شمال غربی ایرانی میانه است به علت داشتن ادبیات مکتوب اهمیت خاصی دارد . با این حال نفوذ زبان های دیگر در این زبان قابل توجه است . زیرا از زبان های عربی ، ارمنی ، ترکی و فارسی لغات بسیار در آن راه یافته است .
سابقه تاریخی کردها و پراکندگی آنان موجب پیدایش گویش های بیشماری شده است که از جمله آنها عبارتند از :
ـ گویش کردی کلهری :
این گویش کردی بیشتر در میان افراد کلهر مورد استفاده واقع می شود و مناطقی که تقریباً با این گویش سخن می گویند شامل ایلات زنگنه ، سنجابی ، احمدوند ، بهتوری ، نانکلی ، پایروندها ،اهالی قصرشیرین ، سرپل ذهاب ، قلخانی ، کرندی ، قلعه زنجیری های ساکن کرمانشاه ، صحنه و مردم دینور است . با این تفاوت که تلفظ و لغات مردم کلهر اصیلتر و در سایر نقاط با توجه به همجواری با گویش های دیگر کلمات تغییر یافته است .
ـ گویش کردی اورامی :
اکثر مردم دو ایل بزرگ لهونی در منطقه اورامان جنوبی در کرمانشاه و همچنین طوایف اورامان تخت و اورامان رزاب در حوالی کردستان و نیز ایل بزرگ باجلان که تعدادی از آنها در دشت ذهاب و بسیاری در حوالی خانقین زندگی می کنند . چندین روستا در منطقه گوران و تمامی مردم کندوله در دینور به این گویش تکلم می کنند .
ـ گویش کردی سوراانی :
طوایف متعدد جاف جوانرود و تعدادی از طوایف مهاجرگوران ، مردم دشت ذهاب و جیگیران ، سراسر بخش روانسر و تیره هایی از اهالی سنجابی با این گویش سخن می گویند . این گویش شیوه ساده ای از کرمانج است .
ـ گویش لکی :
اهالی هرسین ، طوایف کاکاوند ، بالاوند ، جلالوند و عثمان وند به این گویش تکلم می کنند . این گویش آمیخته ای از گویش کردی کلهری و لری است . همچنین لغاتی از گویش اورامی نیز دارد .
علاوه بر گویش های کردی ، مردم کرمانشاه به زبان فارسی کرمانشاهی و مردم سنقر به زبان ترکی تکلم می کنند . لهجه فارسی کرمانشاهی خاص این دیار است . این لهجه از لحاظ ضرب المثل غنی است و واژگان کردی دگرگون شده با پرداخت در جملات فارسی کرمانشاهی ، جان می گیرد و کاربرد می یابد .
ـ مذهب :
اکثریت قریب به اتفاق جمعیت استان کرمانشاه را مسلمانان تشکیل می دهد که در حدود 7/99 درصد می باشد . در میان پیروان اسلام بیشتر شیعیان و درصدی نیز اهل تسنن می باشند . گروهی نیز زیر پوشش بدعت های دینی با نام اهل حق با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دین کهن ایران باستان یعنی زردشتی و همچنین با التقاطی از اسلام به حیاط دینی خود ادامه می دهند .
به طور کلی اقلیت های مذهبی استان در مجموع 17/0 درصد از کل جمعیت را تشکیل میدهند که مهمترین آنها زردشتیان با 12/0 درصد مسیحیان 2/0 درصد و کلیمیان 3/0 درصد از کل جمعیت را دارد
تپه چغا گاوانه
پس از آن در سال 1346 ش هيأتي از مرکز باستان شناسي ايران اقدام به گمانه زني اين تپه نمود. در نتيجه اين گمانه زني آثاري از دوره مس و سنگ تا عصر آهن شناسايي شد.
در سال 1349 ش هيأتي به سرپرستي محمود کردواني اقدام به کاوش در اين محوطه نمود. با انجام اين کاوش ها، مجموعه بنايي از عصر آهن II (حدود 900 – 800 ق. م) شناسايي شد.
اين بنا شامل مجموعه اي از اتاق ها است که احتمالاً بخش شرقي آن محل سکونت حاکم و بخش غربي آن مرکزي براي کارهاي اداري و صنعتي بوده است. در داخل برخي از اتاق ها، کوره هاي سفالگري شناسايي شد. همچنين در داخل يکي از اتاق ها (اتاق شماره پنج) تعدادي لوح گلي با خط ميخي بابلي به دست آمد.
برخي از اين لوح ها خام و برخي ديگر حرارت ديده بودند. در پاي ديوار شمالي اين اتاق، سه اجاق در يک رديف قرار داشت. احتمالاً اين اجاق ها براي پختن لوح ها ساخته شده بودند. همچنين در اين اتاق مجسمه سفالين حيواني شبيه گرگ و مجسمه سفالين کوچک ديگري که احتمالاً «الهه کريشا» را نشان مي دهدف به دست آمد. در اتاق هاي شماره شانزده و هفده نيز تعدادي مهر از جنس عقيق، استخوان و سنگ و يک مهر استوانه اي با سه رديف خط ميخي بابلي به دست آمد که بر روي آن نقش زني با لباس چين دار بلند و کلاه مدور حک شده است. اين زن در برابر يکي از خدايان ايستاده و دست هاي خود را به حالت دعا بلند کرده است.
بر روي اين مهر کتيبه اي بدين مضمون نوشته شده است: «سامي تون دختر خدمتگزار خداي اداد».
با لايه نگاري که در سال 78-1377 ش توسط کاميار عبدي صورت گرفت. آثاري از دوره هاي نوسنگي جديد و مس و سنگ قديم و عصر آهن تا دوره اشکاني شناسايي شد.
تپه گودين
تپه گودين در سال 1961 م شناسايي شد و براي نخستين بار در سال 1965 م توسط «کايلريانگ» مورد گمانه زني قرار گرفت. پس از آن نيز براي چندين فصل متوالي حفريات منظمي در آن صورت گرفت. آثار به دست آمده معرف يک استقرار طولاني و تقريباً بي وقفه از اواسط هزاره ششم ق.م تا 1600 ق. م است. اين آثار از هفت طبقه فرهنگي به دست آمده است. طبقه I جديدترين طبقه، متعلق به دوره اسلامي و طبقه VII، قديمي ترين طبقه و متعلق به اواخر دوره نوسنگي است.
در طبقه هفتم اولين ساکنان گودين در خانه هايي با ديوارهاي چينه اي زندگي مي کردند. از اين طبقه تعداد زيادي قطعات سفالين و ظروف سنگي به دست آمده است. آثار به دست آمده از اين طبقه متعلق به 5500 تا 5000 ق.م است.
در گمانه زني دوره گودين VI، تنها بقاياي محدودي از معماري شناسايي شده است. سفالينه هاي مکشوفه از اين طبقه همگي دست ساز بوده و در چهار گروه خشن، نيمه خشن، معمولي و خوب طبقه بندي شده اند. ظروف اغلب شامل کاسه هاي نيم کروي با لبه هاي به داخل برگشته و کاسه هاي نيم کروي با ديواره هاي عمودي، ديگ ها، سبوها و ظروف پايه دار است. از اواخر گودين VI و اوايل گودين V قلعه اي با ديوار بيضي شکل به دست آمده است. اين قلعه شامل چندين ساختمان و اتاق است که در اطراف يک حياط بزرگ قرار دارند. اتاق شماره شش ساختمان مسکوني، محلي براي بايگاني الواح بوده است. اگرچه شباهت هاي بسياري ميان معماري خانه هاي شهر و بناهاي پايين قلعه متعلق به روستاييان نسبتاً مرفه بوده و زندگي آنها با ساکنان دژ تفاوت داشته است. روي هم رفته چهل و سه لوح گلي از طبقه پنجم شناسايي شده است مطالعه اين لوح ها نشان مي دهد که گودين V بازراي براي بازرگانان شوش بود. فرهنگ گودين IV ابتداي فرهنگ برنز I بود و بعد وارد منطقه کنگاور شد. سفال هاي اين فرهنگ شامل ظروف نخودي دست ساز است و بيشتر به صوت ظروف آشپزخانه اي ظاهر مي شوند. اين ظروف به وسيله نوارهاي زيگزاکي و سه گوش، خطوط کنده کاري با تزيينات شانه اي و موج دار تزيين شده اند.
طبق آخرين تحقيقات، گودين III داراي شش لايه است که از گودين III1 شروع و به III6 ختم مي شود. تارخ ارايه شده براي گودين III بين 2600-1400 ق.م است. در اين فاصله زماني در هر يک از لايه ها روستاي جديد بر روي تپه و شيب هاي آن شکل گرفته است. در طبقه دوم بقاياي دژي از دوره ماد شناسايي شد که برروي آثار معماري طبقه III ساخته شده بود. اين دژ به وسيله حصاري خشتي با برج هاي چهارگوش محصور شده است. در حدود شصت و پنج متر از طول اين ديوار شناسايي شده است.
در قسمت جنوبي برج غربي، بقاياي يک اتاق بزرگ و يک آشپزخانه بر جاي مانده و در داخل آن اجاق و تنور نان پزي شناسايي شده است. در امتداد غربي اين اتاق، تالار ستون داري به طول بيست و چهار متر و عرض هجده متر ساخته شده است. ديوار حصار، در حقيقت ديوار شمالي اين تالار را تشکيل مي دهد. در اين تالار سي عدد ستون چوبي قرار داشت. از ستون ها تنها بخشي از پايه هاي سنگي آن بر جاي مانده است. در قمست جنوبي اين تالار، سکوهايي به عنوان نيمکت در سراسر ديوار ساخته شده است و در قسمت شمالي تالار نيز محلي تخت ماند جهت نشستن شخصيت عالي رتبه اي ايجاد شده است. بين رديف هاي اول و دوم ستون ها، در امتداد در ورودي تالار و مقابل تخت سلطنتي، محلي براي آتش دان آجري تعبيه شده که از سطح زمين بالاتر است. در قمست شرقي اين تالار، مجموعه اي از اتقا هاي باريک و مرتبط به هم ساخته شده است. مدارک باستان شناختي نشان مي دهد اين دژ ساختمان کاملي مرکب از اتاق هاف راهرو، آشپزخانه و انبارک ا بوده و برج و بارو و ديواري مستحکم داشته است و احتمالاً به يکي از شاهزادگان مادي که توسط حکومت مرکزي حاکم اين ناحيه شده بود، تعلق داشته است.
از نظر معماري، ساختمان گودين II و تالار ستون دار آن از نمونه هاي اوليه تالارهاي ستون دار سنتي است که بعدها در معماري هخامنشي شبيه به آن به حد کمال و اعتدال زيبايي خود مي رسد. علاوه بر آثار معماري، از اين طبقه تعداد زيادي قطعات سفالين و سنجاق قفلي به دست آمده است.
تپه گنج دره
اين محوطه نخستين بار در سال 1965 م توسط «فيليپ اسميت» مورد گمانه زني قرار گرفت و در چهار فصل ديگر طي سال هاي 1967، 1969، 1971 و 1974 م اقدام به حفاري آن نمود. در تپه گنج دره، پنج طبقه استقراري شناسايي شد که از سطح تپه تا خاک بکر با حروف الفبا نشان داده شده است. طبقه A جديدترين و طبقه E قديمي ترين طبقات استقراري گنج دره است. طبقه A از سطح تپه تا عمق يک و نيم متري است . در اين طبقه، تعدادي گور دوره اسلامي متأخر و در زير آن بقايايي از اجاق هاي ساده و ديوارهاي دوره نو سنگي که با خشت هاي قرمز رنگ چيده شده بودند، شناسايي شد. طبقه B از عمق حدو دو متري شروع و تا عمق حدود سه متري ادامه دارد. در اين طبقه فضاهاي مسکوني که با چينه ساخته شده بودند، شناسايي شد. طبقه Cنيز از عمق حدود 30/3 متري شروع و تا عمق 90/4 متري ادامه دارد. معماري اين طبقه استقراري نيز چينه اي است. طبقه D از عمق حدود پنج متري شروع و تا عمق شش متري ادامه دارد. معماري اين طبقه ترکيبي از چينه و خشت است. طبقه E از عمق حدود شش متري شروع و تا عمق هفت متري يعني خاک بکر ادامه دارد. از ويژگي هاي اين طبقه، شناسايي سي حفره بود که تا عمق پنجاه سانتي متري در داخل خاک بکر کنده شده بودند. اين حفره ها داراي دهانه اي به قطر هفتاد سانتيمتر تا يک متر بودند.
از بقاياي طبقه استقرار D حدود 144 متر مربع از بافت روستا کاوش شده است. آثار معماري اين طبقه نشان مي دهد در اين دوره ساکنان گنج دره در منازلي که ديوارهاي آنها را با خشت خام مي ساختند، به سر مي بردند. خشت ها به شکل مکعب مستطيل هاي کوچکي که سطح آنها کمي بر آمدگي دارد و به نوع «پلانو کانوکس» معروف هستند. طول اين خشت ها بيت پنجاه تا نود و پنج سانتيمتر متغيير است. خانه هاي اين لايه به طور معمول در جهت جنوب شرقي – شمال غربي ساخته شده بود. از سنگ براي پي ديوار استفاده نمي کردند و کف ديوار بعضي از اتاق هاي خانه ها با گل اندود شده بود.
محلات اين دهکده از خانه هايي که بدون فاصله در کنار يک ديگر بنا شده بودند، شکل گرفته بود. به نظر مي رسد راه ورود به آنها از پشت بام بوده است. در برخي از خانه ها نيز اتاق هاي دو طبقه اي ساخته شده بود. روستاي گنج دره در اين دوره استقراري (طبقه D) در اثر يک آتش سوزي بزرگ کاملاً سوخته و براي مدتي متروک شده است. از جمله يافته هاي گنج دره، تعداد زيادي قطعات سفالين است که از طبقه D به بالا شروع مي شود. البته از طبقه E نيز يک قطعه سفال خاکستري به دست آمده است و به نظر مي رسد که نمونه آن نيز از طبقات ديگر شناسايي شده است. ظاهراً ساکنان اوليه گنج دوره از سفال گري به اطلاع بودند.
علاوه بر قطعات سفالين تعدادي از ابزار سنگي از جمله تيغه، خراشنده، سنگ مادرهاي مخروطي و ريز تيغه هاي هندسي نيز به دست آمده است. همچنين تعدادي ظروف سنگي، هاون و دسته هاون، مشته سنگ ساب، چکش سنگي، پيکرک هاي گلي حيوان و انسان، صفحه هاي مدور گلي، سوراخ کن هاي استخواني، درفش و سوزن استخواني، مهره هاي زينتي از جنس صدف نيز در اين محوطه شناسايي شده است.
از نظر تدفين نيز بقاياي چهل و يک اسکلت شناسايي شده که متعلق به نوزادان تا افراد مسن است. بچه ها را در گوشه اتاق ها به صورت جمع شده و يا درازکش و افراد بالغ را به طور کاملاً جمع شده، دفن مي کردند. در يک مورد، مردي را همراه گردن بندي با مهره هاي سنگي و صدفي دفن کرده بودند. در کنار بقاياي اسکلت ديگري، آثاري از حصير مشاهد شد که به نظر مي رسد گاهي از حصير براي پوشش جسد استفاده مي کردند. در يک گور دسته جمعي نيز يک فرد بالغ، يک نوجوان و يک کودک را به هم در داخل تابوت گلي دفن کرده بودند.
بر اساس آزمايشات انجام شده، طبقات A و D گنج دره از اواخر هزاره هشتم و احتمالاً اوايل هزاره هفتم ق.م آغاز مي شود و تاريخ طبقه استقراري E بين سال هاي حدود 7500 تا 8500 ق. م است.
تپه سراب
مطالعات انجام شده بر روي بقاياي استخوان هاي حيواناتي که از آنها براي مصرف غذايي استفاده شده بود، نشان مي دهد در اين تپه اجتماع کوچکي در تمام طول سال اقامت داشتند. علاوه بر معماري، تعدادي ابزار سنگي، مهره، ظروف سنگي، دست بندهاي سنگي، وسايل ساده آشپزخانه اي، ميخ هاي گلي، توپي ها، گلوله هاي و ديسک هاي گلي و پيکره هاي حيواني و انساني شناسايي شد. از اين محوطه، در مجموع 797 پيکره حيواني شامل سگ، خوک، گراز، بز و گوسفند به دست آمده است.
از مجموعه 650 پيکره هاي انساني به دست آمده، تعداد هجده عدد آن پيکرک مرد و بقيه پيکرک زن هستند. مشهورترين پيکرک انساني به دست آمده از اين تپه، پيکرک مشهور به « ونوس سراب» است که شهرت جهاني دارد و در موزه ايران باستان نگه داري مي شود. اين پيکرک زني را نشان مي دهد که نشسته و پاهاي خود را دراز کرده است. در ساخت اين پيکرک، هنرمند از روش مدل گيري بهره جسته است. در ميان پيکرک هاي حيواني نيز پيکرک «گراز وحشي» در نوع خود بي همتا است.
از تپه سراب مقدار زيادي قطعات ظروف سفالي به دست آمده است که به سه گروه تقسيم مي شوند: سفال با نقش بچه قورباغه، سفال هندسي، سفال با نقوش خطي.
از آنجا که تعداد قابل توجهي از بقاياي استخوان حيوانات متعلق به بز است، کاوش گران معتقدند ساکنان سراب، بز را اهلي کرده اند. تاريخ آثار به دست آمده از اين تپه را بين هشت تا نه هزار سال پيش مي دانند. آزمايشات کربن 14 نيز تا حدودي تاريخ پيشنهادي را تأييد مي کند.
تپه آسياب
در داخل اين کلبه، بقاياي دو اسکلت پوشيده شده با محلول گل آخري شناسايي شد. در کنار اين اسکلت ها مقداري بقاياي استخوان نيز به دست آمد. از جمله اشياي به دست آمده در تپه، تيغه ها و ريز تيغه هايي است که بر روي بعضي از آنها آثار درخشندگي ناشي از قطع گياهان ديده مي شود. علاوه بر آن در اين محوطه، سنگ ساب، مهره هاي سنگي، قسمتي از دست بند مرمري و قطعاتي از پيکرک هاي گلي نيز به دست آمده است. در ميان پيکرک ها، پلاک هايي با صورت انساني ديده مي شود. کاوش گران تاريخ آثار مکشوفه از اين تپه را بين نه تا يازده هزار سال پيش نسبت مي دهند.
امامزاده باقر
امامزاده سيد جمال الدين
در داخل بنا ضريح چوبي ساده اي قرار دارد و در زير آن سنگ قبري ديده مي شود. بر روي اين سنگ قبر خطوط کوفي به چشم مي خورد که به علت ساييدگي خوانا نيست.